نيزه هاي نفرين شده

شعر شعر شعر سکوت

 

نامت را زوزه می کشند

ماه تمام در چشمانشان رسوب می کند

آخرین نفسهایت

از میان دندانهای هفت ماده گرگ مرده

بر صورتم می خورد

گرگهارا

قرنهاست

در عمق شب دفن می کنم 

و شب در من رستگار می شود!

  
نویسنده : مینا معینی ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۱


 

با پاهای خدا بر زمین لگد می کوبی

جای سُمهایت بر سینه ام

صدای دندانهایت در گوشم

و ابلیس غمگینی در چشمهایم

که تو را می ستاید...

  
نویسنده : مینا معینی ; ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ دی ۱۳٩٠


جواب بخت هاجر( سوزان )

مشاهده یادداشت خصوصی

  
نویسنده : مینا معینی ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٩


مسافر گنده!

جاذبه برای سیاره ها مثل اعتماد به نفس هست برای آدمها.

معلوم نشد از کجا ولی مثل دو تا تیله ی شیشه ای افتادیم روی سطح گود و قلمبه ی این سیاره ی گیج که تو آسمون ولو بود و همش باید حواسش رو جمع میکرد که به بقل دستی هاش نخوره! مثل دوتا تیله هی قل میخوردیم.انگار هیچ کس نبود که بخواد تیله بازی کنه. شاید یه تلنگر به من یا یه ضربه به اون یکی تیله می تونست پرتمون کنه طرف هم، یا حتی شاید می خوردیم به هم! اما انگار هیچ کس دیگه از تیله بازی خوشش نمیومد.

گرد بودیم و هی غلت زدیم و غلت زدیم رو قلمبه سلمبه هاتا کلی گل و خاک دورمون جم شد و گنده شدیم. حالا دیگه اگه یکی هم پیدا میشد با دوتا گلوله گنده ی گلی که دیگهنمی شد تیله بازی کرد!

غلت می زدم که افتادم ته یه گودال ،چند سال نوری و غیر نوری و تاریک و روشن و گرگ و میش طول کشید. نمیدونم چی شد؟! من که نبودم شاید اون یکی یه انگولکیش کرده بود که سیاره گیج شد و تند و تند دور خودش هی چرخید وهی چرخید و هی روز شد و هی شب شد و هی گیج شد و هی ویج شد و یه جا که من تو نصفه شبش بودم و اون یکی تیله  تو نصفه روز وارونه شده بود یهو سیاره گیج زد و  هول شد و جاذبش رو یادش رفت و اون یکی تیله پرت شد تو فضا!

حالا من چند سال نوری و تاریک هست که ته یه گودال توی یه سیاره بی جاذبه گیرکردم.لطفا اگه یکیتون از این طرفها رد شدید به این سیاره بگید آروم تر وول بخوره ، آخه تو دلم آشوب میشه!

  
نویسنده : مینا معینی ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸۸


انار

مشاهده یادداشت خصوصی

  
نویسنده : مینا معینی ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ آذر ۱۳۸۸